رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

صحبت های من با فسقلیم

و ما همچنان اندر خم یک بیمه ایم !!!

1390/6/23 12:43
نویسنده : بابا مهدی
482 بازدید
اشتراک گذاری

سلام فینگیلی من.چطوری گل پسر؟؟؟

می گم مامان  و بابا رو اذیت کردن و هی از این ور به اون ور کشوندن چه مزه ای داره آقا رادین؟

اول از همه ببخش پسرم که یه مدت برات ننوشتم و دیگه اینکه ممنونم از همه خاله جونایی که بهمون سر زدن و می زنن و نظر میدن بعضی وقتا هم می دونم حسش نیست و فقط یواشکی میان و می رن ولی خاله جونا منو رادین هم آمارتونو داریم وهم خیلی دوستون داریم چشمک

اما اندر احوالات این چند روز اینکه تا تموم شدن قرارداد بیمه من یکی دو هفته ای بیشتر نمونده بود و ما همچنان در کمال آرامش صورتحساب های نجومی مربوط به دوران بارداری رو می بردیم و تقدیم نماینده محترم بیمه می کردیممژهتا اینکه یهو یادمون افتاد که همین روزا باید قراردادمون تمدید بشه اما اینجا بود که بیمه محترم که انگار مدت هاست با این خرجایی که من براش می تراشم منتظر همچین فرصتی بود بهمون گفت که قرارداد منو تمدید نمیکنهشیطان!!!! اینجا بود که منو آقای پدر هر دو شوکه شدیمتعجبو من با اینکه باید استراحت می کردم اما همسر گلم رو تنها نذاشتم و با هم رفتیم به تمام شرکت بیمه هایی که می شناختیم سر زدیم اما غافل از یه جواب درست و حسابیناراحت.همشون تا می فهمیدن من باردارم یه نه قاطع بهمون می گفتن.آخه یکی نیست بگه پس انسانیت کجا می ره آدم که بیمه رو برای روزگار خوشی نمی خواد که ،برا وقتی می خواد که هزینه ها از عهده خودش خارج می شه و اینجاست که آدم به این نتیجه می رسه که آواز دهل شنیدن از دور خوش استخنثی.اما این وسط کسانی هم بودن که خیلی راهنماییمون کردن مثل اون آقا تپله که شبیه داییم بود یا وکیل دانشگاهفرشتهدستشون درد نکنه.منم که از صبح تا حالا به هزار تا بیمه زنگ زدم تا اینکه یکیشون یه وقت بهمون داده که برای مذاکرات بیشتر، دوشنبه بریم دفترشون که البته این یعنی امیدی هست و آدمی با امید زنده ست.امیدوارم که راهی پیدا بشه!!!

مامان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

مامان سيد كوچولو
24 شهریور 90 23:12
من هم تو مهر سزارين داشتم و بيمه ام تا اخر شهريور بود...ميگفتن اخر شهريور ليست دانشجوها رو ميديم...ميگفتم بابا من ميخوام برم شهرستان تو شهريور نيستم.....خلاصه اخرش استثنا قايل شدن و از مرداد تمديدش كردن
مامان تارا و باربد
25 شهریور 90 13:31
سلام.هر جاي دنيا بروي آسمان همين رنگ است.اميدوارم مسئله بيمه هر چه زودتر حل شود.شيريني آمدن رادين كوچولو تحمل تمام مشكلات را آسان خواهد كرد. به اميد شادماني و سلامتي شما خانواده عزيز.از لطف شما بزرگواران بي نهايت ممنونم.
مامان نفس طلایی
25 شهریور 90 20:36
سلام انشاالله که درست میشه و کارتو راه میفته توکل بر خدا
مامان ماهان
26 شهریور 90 14:33
الهی ........... توکلت به خدا
مامان نفس طلایی
26 شهریور 90 17:09
سحر
27 شهریور 90 20:01
وای فرناز جونم ایشالا زودتر به نتیجه برسی
یه بوس سفارشی دارم واسه آقا رادین


مرسی
مامان نفس طلایی
27 شهریور 90 22:03
سلام هنوز از خم کوچه ی بیمه بیرون نیومدین ؟ بیام کمک


نه متاسفانه برامون دعا کنید
مامان راد ین
28 شهریور 90 23:50
سلام به آقا رادین رادین منفی دو ماه !
خیلی خوشحال شدم که به وبلاگ رادین سر زدین و خوشحالتر هستم به خاطر اینکه دو ماه دیگه یه تپل مپل ناز،یه رادین دیگه به جمع ما اضافه میشه بیصبرانه در انتظار دیدن روی ماهت هستیم و با اجازت وبلاگتو به جمع وبلاگ دوستان رادین اضافه کردم

باعث افتخاره
زیتون
30 شهریور 90 11:49