و ما همچنان اندر خم یک بیمه ایم !!!
سلام فینگیلی من.چطوری گل پسر؟؟؟
می گم مامان و بابا رو اذیت کردن و هی از این ور به اون ور کشوندن چه مزه ای داره آقا رادین؟
اول از همه ببخش پسرم که یه مدت برات ننوشتم و دیگه اینکه ممنونم از همه خاله جونایی که بهمون سر زدن و می زنن و نظر میدن بعضی وقتا هم می دونم حسش نیست و فقط یواشکی میان و می رن ولی خاله جونا منو رادین هم آمارتونو داریم وهم خیلی دوستون داریم
اما اندر احوالات این چند روز اینکه تا تموم شدن قرارداد بیمه من یکی دو هفته ای بیشتر نمونده بود و ما همچنان در کمال آرامش صورتحساب های نجومی مربوط به دوران بارداری رو می بردیم و تقدیم نماینده محترم بیمه می کردیمتا اینکه یهو یادمون افتاد که همین روزا باید قراردادمون تمدید بشه اما اینجا بود که بیمه محترم که انگار مدت هاست با این خرجایی که من براش می تراشم منتظر همچین فرصتی بود بهمون گفت که قرارداد منو تمدید نمیکنه
!!!! اینجا بود که منو آقای پدر هر دو شوکه شدیم
و من با اینکه باید استراحت می کردم اما همسر گلم رو تنها نذاشتم و با هم رفتیم به تمام شرکت بیمه هایی که می شناختیم سر زدیم اما غافل از یه جواب درست و حسابی
.همشون تا می فهمیدن من باردارم یه نه قاطع بهمون می گفتن.آخه یکی نیست بگه پس انسانیت کجا می ره آدم که بیمه رو برای روزگار خوشی نمی خواد که ،برا وقتی می خواد که هزینه ها از عهده خودش خارج می شه و اینجاست که آدم به این نتیجه می رسه که آواز دهل شنیدن از دور خوش است
.اما این وسط کسانی هم بودن که خیلی راهنماییمون کردن مثل اون آقا تپله که شبیه داییم بود یا وکیل دانشگاه
دستشون درد نکنه.منم که از صبح تا حالا به هزار تا بیمه زنگ زدم تا اینکه یکیشون یه وقت بهمون داده که برای مذاکرات بیشتر، دوشنبه بریم دفترشون که البته این یعنی امیدی هست و آدمی با امید زنده ست.امیدوارم که راهی پیدا بشه!!!
مامان


و ما همچنان اندر خم یک بیمه ایم !!!
