رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

صحبت های من با فسقلیم

رادین جان مامان اومده

1390/6/22 12:42
نویسنده : بابا مهدی
498 بازدید
اشتراک گذاری

پسر کوچکم،

این بار برای تو می نویسم، برای تو که نمی دانم وقتی این نوشته را خواهی خواند سانتی مترهای بدنت چند تا شده. اما امروز تو تنها سی و پنج سانتی متری و من با تکان خوردن های ظریفت از خواب بیدار می شوم و شب هنگام به خواب می روم و گاهی که تو آرام در وجودم خفته ای سخت نگرانت می شوم و تنها با ضربه ای دوباره از سوی تو آرام می گیرم.

پسر کوچکم، خوب میدانم روزی انقدر بزرگ می شوی که حتی تصور اینکه چقدر ظریف و کوچک بوده ای برایت سخت باشد. اما این است رسم دنیای ما، دنیایی که تو هنوز لمسش نکرده ای دنیایی که اگر با چشم دلت نگاهش کنی زیاد هم بزرگتر از جایی که اکنون داری نیست و هر کجایش قدم بگذاری باز زیر سقف یک آسمانی.

کودک من، بیا و کمی صبور تر باش و برای تغییر دنیایت زیاد عجله نکن و از خدایی که تو نزدیکتر از منی به او بخواه که تو را آن زمان که شایسته است به آغوش ما بفرستد و تو تا آن زمان که مقدر است در دلم بمانی تا اندکی بزرگتر شوی.

دوستت دارم پسرم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان نفس طلایی
22 شهریور 90 23:29
سلام انشاالله که به موقعش میاد کنارتون و شما روی ماهش رو می بینید
شیپلپلون
22 شهریور 90 23:46
مامان آرین
23 شهریور 90 2:52
سلااااااااااااااااااااااااااااام مامانی . خوبی؟ چقدر خوب شد اومدی مواظب خودت و رادین باش . بوووووووووووووووووووووس
فاطمه
23 شهریور 90 14:22
سلام فرناز جون،انگاری چند وقتیه حالت برگشته یا اینکه مثه من میترسی؟من که پر از ترس و اضطرا اومدنشم!
یاسمن مامان رادین
23 شهریور 90 14:38
سلام. ایشالا رادین جون به موقع و سالم بیاد تو بغلت.
مامان نفس طلایی
23 شهریور 90 16:10
سلام امروز چرا نه مامان امده نه بابا ؟؟؟؟؟؟/ نکنه این دفعه خود رادین می خواد بیاد ؟
فاطمه
27 شهریور 90 16:39