رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

صحبت های من با فسقلیم

چند پند

رادینم امروز میخوام چند تا پند بهت بدم حال کنی: اولا این جملات از خودم نیست، مال آنتونی خودمونه و به نظرم کاملا درسته!!   یعنی میتونی ازش استفاده کنی در ضمن برا مامانی هم خوبه خب بریم سر اصل مطلب: یک- به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید  .   دو- با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند  .   سه- همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید  . ...
30 تير 1390

رادین مامان رو ندیدی ؟؟؟!!!؟؟؟

سلام رادینم میگم مامانی رو ندیدی؟؟ همش قول میده بیاد اینجا پیش من و شما و همش یادش میره و هر چیم بهش میگم بدتر میکنه. خب امروزم باید بدون مامانی بگذرونیم. شاید داره لج ولجبازی میکنه . !! خب اشکالی نداره. بذار ببینم امروز به رادینم چی بگم ... اممممممم...ممم. رادینم چون یکم از دست مامانی ناراحتم (اصلا به قولاش عمل نمیکنه) بذار ببینم چطور می تونیم یکم سر به سرش بذاریم: من میگم تو انتخاب کن خب؟؟!!؟؟ 1) برم خونه پامو بندازم رو پام جلو تلویزیون تخمه بشکنم و پوسته هاشو همه جا بریزم جز تو بشقاب 2) با بطری آب بخورم 3) وقتی میاد تو اتاق اگه با تلفن صحبت میکنم سریع قطعش کنم با دستپاچگی 4) تو رستوران بی کلاسی کنم 5) اونا با ...
29 تير 1390

به یاد تو

فسقلی من خوبی عزیزم الان تازه از کار اومدم خونه خیلی خسته ام ولی دلم نیومد نیام پیشت. عزیزم از آهنگ نی نی کوچولو که برات گذاشتم خوشت میاد؟؟؟ مامان مریم و بابا احمدم تو اون اتاقن و دارن برا شما بافتنی میبافن. خب خیلی دوس دارن دیگه من چه کار کنم. عزیزم خیلی خسته ام برم یکم استراحت کنم. دوست دارم بای بای ...
28 تير 1390

دیشب برا اولین بار فسقلی رو تو خواب دیدم

عزیز دلم، رادین قشنگم، گوگولی مگولی بابایی چطوره؟؟؟!!! بذار قبل از شروع صحبتام بگم که تبریک میگم گل پسرم امروز رفتی تو 156 روز!!! وای چقدر بزرگ شدی جوجه ی من!!! خب یه چی به مامانی بگو رادینم اصلا سایت شما را تحویل نمیگیره فقط میاد میخونه!!! مامانی ی یییییی نخوووووون ن ن بنویس خب اینم دعوای خانوادگی حالا بریم سر اصل مطلب: رادینم امروز 22 هفتت رو که تموم کردی که هیچ تازه 3 روزشم گذشته . او ووووو داشت یادم میرفت، اگه گفتی دیشب کی اومد به خوابم؟؟ !! ؟؟ رادین جان دیشب برای اولین بار وقتی که بدنیا میای  رو دیدم تو خواب دیدم برعکس گفته دکترت 11 نوامبر 2011 بدنیا اومدی و خیلی خیلی زیاد زیبا بودی. من که کلی باهات حال کردم پ...
28 تير 1390

اسمت انتخاب شد هوووووررررراااااا

خوبی گلکم، الان با مامان نشستیم و این متن را با هم برات مینویسیم. راستی یه خبر دست اول دارم برات عزیزم. بالاخره بعد از کلی گشتن و سبک و سنگین کردن همه اسمای زیبا یه اسم کوچولوی قشنگ برا گل پسرمون انتخاب کردیم. بابایی افتخار انتخاب اسم شما را به مامانی تقدیم کرد و مامانی در نهایت سعی و تلاش و با نظر مثبت بابایی "رادین" را برای شما انتخاب کرد. "رادین" یعنی جوانمرد و آزاده، ایشاالله وقتی که بزرگ شدی مثل اسمت بشی و اسمت رو دوست داشته باشی. این تنها یادگاری از من و مامانه به رادین عزیز که تا آخر عمر همراهشه. امیدوارم خوشت اومده باشه عزیز دل مامان و بابا. راستی رادینم میدونی امروز چند روزت شده؟ امروز دقیقا 149 روزه که تو وجود داری و تازه ی...
27 تير 1390

هفته 20 امت مبارک

سلام عزیزم از این هفته میخوام یه سری اطلاعات در مورد شما و امثال شما تو این وبلاگ قرار بدم تا شاید من و شما و دیگران بتونمیم استفاده کنیم: هفته 20 بارداری: کودک: - وزن شما به 320 گرم رسيده است. طول بدنت نيز از فرق سر تا باسن برابر 16.5 سانتي متر و از فرق سر تا پاشنه پا به صورت كشيده و صاف حدود 25 سانتي متر است. -ابروها و پلکهای شما کامل شده اندو شما بیشتر چشمهاتون را حرکت می دهید. -شما به برنامه روزانه و کارهایی که ممکن است والدین داشته باشند توجه نمی کنید؛ پس اگر هنگامی که در شب آماده خوابیدن بودیم و شما تکان خوردن را آغاز کردید، نباید تعجب کنیم . - حرکت چشم شما را می توان در سونوگرافی دید. مادر: حالا حرکات زیبای جن...
20 تير 1390

پسرم دیروز سالگرد ازدواج من و مامانت بود

یه مدتیه که میدونیم بابا پسر دار شده و هر روز با اینکه میدونم چه سختیا و مشکلاتی منتظرمه به امید قشنگیایی که تو قراره برام بیاری چشم براهت نشستم. ما ماهی یه بار میاییم میبینیمت و بهت سر میزنیم. راستش فهمیدم یکم از همون اولش به مامانت رفتیو محیط خوبی برا خوابیدن خودت درست کردی. آخه پسرم تو الان از کجا فهمیدی که میتونی از  جفتت به عنوان بالش استفاده کنی هان؟؟!!! خب بگذریم امروز اومدم پیشت تا باهات یکمی حرف بزنم. میدونی امروز 135 امین روز زندگیته و حدودا 145 روز دیگه میگیرمت تو بغلم (اگه زنده بودم). پسرم دیروز سالگرد ازدواج من و مامانت بود و ماما ن مریم و بابا احمد برامون کلی کادو گرفتن و جشن گرفتن و ... امیدوارم سال بعدی این جشن ی...
19 تير 1390

وای که چقدر منتظرتیم عزیز دلم.

سلام عزیزم خوبی؟؟؟ حالت چطوره؟ امروز با مامانی داشتیم کنار دریاچه راه میرفتیم و هر چی بچه نی نو مثل بعدا تو میدیدیم مامانی و من باهاش بازی میکردیم و همش تو رو تصور میکردیم. وای که چقدر منتظرتیم عزیز دلم. من و مامان که برامون فرقی نداره که تو دختر باشی یا پسر (سالم باشی برامون کافیه) ولی هردومون دوست داریم کچل باشی هم با نمک میشی و هم کلی بهت میخندیم. بابایی راستی مامان مریم و بابا احمد برات ماهیانه در نظر گرفتن ما هم چون میدونیم اونا از رو ذوقشون این کارا رو میکنن شاید قبول کردیم. خب رفتم با مهد کودک هم صحبت کردم ببینم کجا میتونیم بذاریمت اخه میدونی که من و مامانی تو این کشور غریبیم و هر دو تامون خونه نیستیم. فعلا که با مامانی ...
18 ارديبهشت 1390

جواب نامه فسقلی

سلام عزیز دلم نامتو خوندم عزیزم 2 بار هم جواب دادم ولی نمی دونم فکر کنم جوابم نرسیده بهت. خب اشکالی نداره یه بار دیگه جواب میدم. ممنون کوچولوی من به خاطر همه مهربونیات. وای تو چقدر مهربونی!! پس داری میای که بابایی با وجود تو بیشتر بهش خوش بگذره آره!! خب عزیز دلم چشم کی بهتر از تو!! راستی مهمون داریم میدونی که!! مامان شهناز و بابا رحمت اومدند. از وجود تو خیلی خوشحال شدند وقتی فهمیدند. بابا رحمت به مامان یه دوچرخه کادو داد (خوش به حال مامان فرناز ). بابایی جامون خیلی تنگه. مامان هم داره اذیت میشه به همین دلیل به فکر افتادم یه کوچولو (دقیقا به اندازه خودت) برای ارامش شما و مامان و من یه خونه بزرگتر پیدا کنم . راستش یکمی از خرجای شما...
16 ارديبهشت 1390

بابایی تنها نیستی

سلام به بابایی خوب خودم ممنونم که اومدی سراغم !!! منم تنها گذاشتید شما دوتا یکی نیس بهتون بگه بابا منم هستما !!! بذار بیام ترتیبتون رو میدم. الان میگی چقدر خوب دارم حرف میزنم آره !! اینجا دارم از فرشته ها کمک میگیرم برا حرف زدن. میخوای با زبونای دیگه هم حرف بزنم : بابایی درکت میکنم Daddy ! I understand you Pappa! Ek verstaan ​​dat jy الأب ! أنا أفهم عليك 爸爸! 我理解你 و همینطور ... خواستم بگم بابایی جونم من اینجا چکار ه ام. اومدم که پیش تو باشم. اونی که تو ذهنته رو انجام بدی من میدونم و تو !! من یه بابای خوب میخوام که بالا سرم &n...
8 ارديبهشت 1390